متنی که می خوانید مقدمه مصاحبه ایست که با حاج مهدی جعفری داشته ام. او از رزمندگان گراشی است که نصف جنگ را دفاع کرده است. بخوانید:
هر كشوري در تاريخش حداقل يك جنگ را به خود ديده است. روابط صلح آميز ميان دو كشور زماني وجود خواهد داشت كه انتظارات هر يك از آنها توسط ديگري برآورده شود و آن زمان كه يكي از دو كشور اين انتظارات را عملي نسازد، روابط تغيير يافته و در آخرين مرحله ممكن است به جنگ منتهي شود.
در طول تاريخ پس از هر جنگ تفسيرهايي ميان مردم به وجود مي آيد كه سعي در بررسي آثار آن در جامعه دارد. جنگها براي دو يا چند كشور درگير زيان و خسارت را به همراه دارند و كمتر جنگي براي يك كشور تمام سود و منفعت به بار خواهد آورد. از اين رو جنگ هيچگاه مورد قبول جامعه ي هيچ كشوري نبوده است.
زمانيكه جنگ به دليل دفاع از منافع ملتي باشد، به ميداني مقدس تبديل مي شود كه خاستگاه شهامتها و فداكاريها و وفاداريها ميان رزمنده هاست.
پس از هر جنگ تغييراتي در رفتار جامعه پديد مي آيد كه از نگاهها دور مي ماند. اين تغييرات شامل خرابي ها و از بين رفتن برخي ساختار هاي انساني و در كفه ديگر از بين رفتن برخي از نسل هاي جامعه و باقي ماندن تاثيرات روحي- رواني و جسماني براي مردم ديگر آن جامعه و نسل هاي بعدي است. هر چند امروز تمامي مرزهاي كشور ما در امنيت به سر مي برد اما كشور ما ايران نيز از اين جنگها مصون نبوده است و هميشه چشم طمع حيله گران جهاني به ارزش هاي اين مرزو بوم گهربار بوده و هست. اگر به بيست و هشت سال پيش برگرديم جواناني را مي بينيم كه جواني شان را براي امنيت ارضي اين كشور به عرصه دفاع گذاشته اند. آن زمان كه ولي فقيه كشور مسلمان ما امر به جهاد كرد اين جوانان بودند كه جان خود بر كف گرفتند و دلاورانه به ميدان نبرد پا نهادند. و سر انجام پس از هشت سال دفاع از اين بوم و بر باز به امر ولي فقيه خود دست از جنگ كشيدند و به شهرهاي ويرانه خود بازگشتند. اما نه آنگونه كه روز اول به آن ميدان پا نهاده بودند. دشمن تا دندان مسلح عراقي به همكاري اغلب كشورهاي بيگانه جنگ را به گونه اي غافل گيرانه به كشور ما تحميل كرد. اما اين جوانان بودند كه با دست خالي در ميدان نبرد حضور يافتند. اين تقابل ميان دو كشور همسايه كه هشت سال به طول انجاميد، خسارت هاي سنگيني را بردوش ملت ايران گذاشت و رفت. اما جوانان سربلند ايراني بودند كه توانستند باز خود را به زندگي عادي خود برگردانند. حاج مهدي جعفري جواني است كه در سن چهارده سالگي از شهر كوچكي به نام گراش كه از دغدغه هاي شهري و بگو مگو هاي دولتها دور بوده به سوي جبهه هاي حق عليه باطل مي شتابد . . .
ادامه این متن را در شماره جدید صحبت نو ویژه گراش بخوانید...!
به دو دلیل این کوچ را انجام دادم . یکی اینکه پیکاسا فضای بهتری نسبت به فلیکر در اختیار عکاس قرار می دهد و قابلیت دسته بندی عکس ها را در آلبوم های جداگانه را دارد.دوم اینکه رمز ورود فلیکرم را فراموش کرده ام.
چند تا از آلبوم هایم را اینجا می بینید. می توانید بررویشان کلیک کنید تا عکسهای آلبوم را هم مشاهده کنید.
![]() |
| باشگاه سواركاري امپراتور |
![]() |
| Shafagh |
![]() |
| Khane Emam |
آدرس پيكاساي من: www.picasaweb.google.com/amin.noubahar
طرف: بژار بكشششم، تو كه نمي دوني اون تو نخي شنده!
راننده: چنده؟
طرف: شه هژار و شيشد تومن.
راننده: (!!!!)



