تبليغاتX
نوبهار

نوبهار

نوشته های راه و بیراه محمد امین نوبهار

بر زمینه سربی صبح

سوار

خاموش ایستاده است

و یال بلند اسبش در باد

                                    پریشان می شود.

خدایا خدایا

سواران نباید ایستاده باشند

هنگامی که

حادثه اخطار می شود.

 

کنار پرچین سوخته

دختر

                                    خاموش ایستاده است

و دامن نازکش در باد

                                    تکان می خورد.

خدایا خدایا

دختران نباید خاموش بمانند

هنگامی که مردان

نومید و خسته

                                    پیر می شوند.

+ نوشته شده در  88/05/25ساعت 0:12  توسط محمدامین  | 

قبلترها حال می کردم با شعرهای کلاسیک حافظ  و سعدی یا با شعرهای پر قافیه  و ردیف گراشی شاعران شهر... (1)

قبلتر نیما را از کتاب درسی شناختم و با شعرهایش حال می کردم تا قبل اما هیچ وقت شعری گراشی به این سبک را ندیدم.(2)

"سبزها و قرمزها"(3) که منتشر شد چند درجه تغییر ذائقه داشتم.

امروز شاید چند کلمه پشت سر هم می آمد.

.

از فردا "هایکو"(4) را دوست خواهم داشت چون آن چند کلمه در این  قالب بیشتر می گنجد.(5)(6)(7)

 

پ ن:

1. با شعرهای گراشی مصطفی کارگر و صادق رحمانی بیشتر حال می کردم.

2. فقط یک شعر از مصطفی خورشیدی در این زمینه یافتم که می گفت: « شو دراز ...» که ابوالحسن لذتبخشش کرد.

3. رباعیات نیمایی صادق رحمانی

4. هایکو نوشته ی 3 بخشی دارای 17 هجاست. و دارای دو منظره توامان .چیزی فراتر از فرم ادبی است. راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون. هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند. لحظه ای عادی ، که آوازش تا به دورها شنیدنیست. و وقتی که این لحظه ، یک دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید :

"خیلی آشناست . . . این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و . . . " رضا اعرابی

یک هایکو:

"یورتمه,

صدای پای زندکیست

یا

افتادن در روزمرگی...؟"

5. شعر اگر خوب باشد در هر  قالبی و هر زمانی می چسبد.

6. شعر سپید را کمتر خوانده ام.

7. شاید روزی هایکوهایم را در وبلاگ نهادم.

+ نوشته شده در  88/05/20ساعت 17:10  توسط محمدامین  |