قبلترها حال می کردم با شعرهای کلاسیک حافظ و سعدی یا با شعرهای پر قافیه و ردیف گراشی شاعران شهر... (1)
قبلتر نیما را از کتاب درسی شناختم و با شعرهایش حال می کردم تا قبل اما هیچ وقت شعری گراشی به این سبک را ندیدم.(2)
"سبزها و قرمزها"(3) که منتشر شد چند درجه تغییر ذائقه داشتم.
امروز شاید چند کلمه پشت سر هم می آمد.
.
از فردا "هایکو"(4) را دوست خواهم داشت چون آن چند کلمه در این قالب بیشتر می گنجد.(5)(6)(7)
پ ن:
1. با شعرهای گراشی مصطفی کارگر و صادق رحمانی بیشتر حال می کردم.
2. فقط یک شعر از مصطفی خورشیدی در این زمینه یافتم که می گفت: « شو دراز ...» که ابوالحسن لذتبخشش کرد.
3. رباعیات نیمایی صادق رحمانی
4. هایکو نوشته ی 3 بخشی دارای 17 هجاست. و دارای دو منظره توامان .چیزی فراتر از فرم ادبی است. راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون. هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند. لحظه ای عادی ، که آوازش تا به دورها شنیدنیست. و وقتی که این لحظه ، یک دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید :
"خیلی آشناست . . . این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و . . . " رضا اعرابی
یک هایکو:
"یورتمه,
صدای پای زندکیست
یا
افتادن در روزمرگی...؟"
5. شعر اگر خوب باشد در هر قالبی و هر زمانی می چسبد.
6. شعر سپید را کمتر خوانده ام.
7. شاید روزی هایکوهایم را در وبلاگ نهادم.